به گزارش ثریا پنجم تیر در تقویم رسمی کشور به عنوان روز تجلیل از اسرا و مفقودان نامگذاری شده است؛ روزی که یاد هزاران رزمنده ایرانی را زنده میکند که سالهایی از عمر خود را در اردوگاههای رژیم بعث عراق گذراندند. این مناسبت، در تقارن با روزهایی قرار گرفته که در روایتهای تاریخی، آغاز حرکت کاروان اسرای کربلا به سرپرستی حضرت زینب(س) از سرزمین کربلا به سمت شام یادآوری میشود؛ کاروانی که پس از عاشورا، با وجود رنج اسارت، پیام واقعه کربلا را زنده نگه داشت.
سالها بعد، در میانه یکی از تلخترین تجربههای تاریخ معاصر ایران، گروهی از اسرای ایرانی نیز در شرایطی متفاوت، اما با خاطرهای مشابه از محرومیت و دوری، فرصتی یافتند تا از پشت دیوارهای اردوگاههای بعثی راهی نجف و کربلا شوند؛ سفری که نه از سر آزادی، بلکه در دل اسارت شکل گرفت.
وقتی جنگ تمام شد اما اسارت ادامه داشت
پایان جنگ ایران و عراق در تابستان ۱۳۶۷، برای بسیاری به معنای پایان درگیریها بود، اما برای هزاران اسیر ایرانی که سالها در اردوگاههای عراق به سر میبردند، جنگ هنوز به پایان نرسیده بود. با وجود تصویب قطعنامه ۵۹۸ و تأکید بر تبادل اسرا، روند آزادی زندانیان جنگی با کندی پیش میرفت و حکومت عراق در عمل از اجرای سریع تعهدات خود خودداری میکرد.
در همان ماهها، گزارشهای منتشر شده از سوی نهادهای بینالمللی و حقوق بشری درباره وضعیت اسیران ایرانی، نگاه افکار عمومی جهان را متوجه اردوگاههای عراق کرد. فشارهای سیاسی بر بغداد افزایش یافته بود و حکومت صدام حسین تلاش میکرد تصویری متفاوت از خود ارائه دهد؛ تصویری که با واقعیت سالهای اسارت فاصله بسیاری داشت.
در چنین فضایی، تصمیمی از سوی حکومت عراق اتخاذ شد که در ظاهر رنگ و بوی مذهبی داشت، اما در پس آن اهداف تبلیغاتی نیز دیده میشد. دستور داده شد تعدادی از اسرای ایرانی برای زیارت حرمهای نجف و کربلا اعزام شوند؛ اقدامی که بغداد امیدوار بود بخشی از فشارهای بینالمللی را کاهش دهد. اما آنچه در ادامه رخ داد، برخلاف محاسبات مسئولان بعثی بود.
سکوتی که افسران بعث را متعجب کرد
خبر اعزام به عتبات، در اردوگاهها منتشر شد. مسئولان عراقی انتظار داشتند اسرا از شنیدن این خبر به وجد بیایند و با شادی و هیجان از آن استقبال کنند. اما فضای آسایشگاهها برخلاف تصور آنان، آرام و سرد بود. اسرا به خوبی میدانستند حکومت عراق در پی بهرهبرداری تبلیغاتی از این برنامه است. همین بیاعتمادی باعث شد استقبال مورد انتظار بعثیها شکل نگیرد.
سکوت اسرا، مسئولان اردوگاه را غافلگیر کرد. افسران بعثی که به اطاعت بیچونوچرای زندانیان عادت کرده بودند، این بار با واکنشی متفاوت مواجه شدند. گفتوگوها آغاز شد و حتی تهدیدهایی نیز مطرح شد تا اسرا را به پذیرش برنامه وادار کنند.
سرانجام، پس از رایزنیهای متعدد، مقامهای عراقی متعهد شدند که از این سفر استفاده تبلیغاتی نکنند و اسرا بدون تحقیر و نمایشهای رسانهای راهی زیارت شوند.
حرکت کاروان در دل شب آغاز شد. اتوبوسها اردوگاه موصل را ترک کردند و مسیر طولانی نجف را در تاریکی پیمودند. برای بسیاری از اسرا، این نخستین خروج از فضای محصور اردوگاه پس از سالها بود.
در داخل اتوبوسها، فضای متفاوتی شکل گرفته بود. برخی قرآن تلاوت میکردند، عدهای ذکر میگفتند و گروهی نیز نمازهای خود را با تخمین جهت قبله اقامه میکردند. بسیاری تصمیم گرفته بودند با شکم خالی به زیارت بروند و تا رسیدن به حرمها از خوردن غذا خودداری کنند. برای آنان، این سفر تنها جابهجایی از نقطهای به نقطه دیگر نبود؛ سالها انتظار، دعا و آرزو اکنون در چند ساعت خلاصه شده بود.
آرزویی که با پای برهنه در ذهنها نقش بسته بود
در طول مسیر، بسیاری از اسرا حسرت میخوردند که ای کاش میتوانستند این راه را پیاده طی کنند. آرزویی که بعدها با شکلگیری راهپیمایی اربعین، برای میلیونها نفر به واقعیت تبدیل شد، آن روزها در ذهن اسیرانی جریان داشت که پشت پنجرههای اتوبوس، جاده نجف را تماشا میکردند.
با نزدیک شدن به شهر نجف، نشانههای حضور مردم عراق نیز نمایان شد. اگرچه نیروهای امنیتی و مأموران استخبارات در همه مسیر حضور داشتند، اما نگاههای مردم حرفهای دیگری داشت.
لبخندهای کوتاه، تکان دادن دستها و نگاههایی که آمیخته با اشک بود، پیامی خاموش میان مردم عراق و اسرای ایرانی ایجاد کرده بود.
برخی اسرا نیز از فرصتهای کوتاه استفاده میکردند و نوشتههایی کوتاه به زبان عربی تهیه میکردند و آنها را درون بدنه خودکارها قرار میدادند تا به دست مردم برسد؛ پیغامهایی که حکایت از زنده بودن و ایستادگی آنان داشت.
چهارصد فریاد در حرم امیرالمؤمنین(ع)
هنگامی که کاروان وارد حرم امام علی(ع) شد، سالها اشتیاق ناگهان خود را نشان داد. بیش از چهارصد اسیر که سالها از زیارت محروم مانده بودند، با اشک و فریاد وارد صحن شدند. صحنهای که برای نیروهای بعثی قابل پیشبینی نبود.
فریادها بلند شد و مأموران که تصور چنین واکنشی را نداشتند، با مشت، لگد و تهقنداق اسلحه تلاش کردند فضای حرم را آرام کنند. اما اشتیاق اسرا فروکش نمیکرد. برخی خود را بر زمین انداختند و سینهخیز به سمت صحن حرکت کردند. گروهی زیر لب دعا میخواندند و برخی دیگر تنها گریه میکردند.
در آن میان، چشمشان به ساعت مشهور حرم افتاد؛ ساعتی که شعری بر آن نقش بسته بود:
«لا فتی إلا علی، لا سیف إلا ذوالفقار»
شعری که بارها آن را زیر لب زمزمه کردند.
اسرا برای وضو به سراغ وضوخانه رفتند، اما با فضایی خاموش و بدون آب روبهرو شدند. سالها محدودیت مذهبی در عراق، آثار خود را حتی بر اماکن مقدس گذاشته بود.
آنان ناچار شدند با خاک تیمم کنند و نماز و زیارت خود را با همان حال به جا آورند. ضریح امام علی(ع) نیز در شرایطی قرار داشت که نشان میداد سالها از رسیدگی مناسب محروم بوده است؛ تصویری که برای بسیاری از اسرا، نشانه دیگری از فضای حاکم بر عراق آن روزها بود.
از نجف تا کربلا؛ جادهای که بوی آزادی نمیداد
زیارت حرم امیرالمؤمنین(ع) هنوز به پایان نرسیده بود که مأموران بعثی از آغاز مرحله بعدی سفر خبر دادند. مقصد، کربلا بود؛ شهری که نامش سالها در دعاها و زمزمههای شبانه اسرای ایرانی تکرار شده بود و حالا قرار بود پس از سالها دوری، آن را از نزدیک ببینند.
اگرچه این سفر با دستور حکومت عراق انجام میشد، اما فضای امنیتی همچنان بر همه چیز سایه انداخته بود. مأموران استخبارات در تمام مسیر حضور داشتند و کوچکترین رفتار اسرا را زیر نظر میگرفتند. برای آنان، این سفر همچنان بخشی از فضای اردوگاه بود؛ تنها با این تفاوت که سیمهای خاردار جای خود را به جادههای عراق داده بودند.
با نزدیک شدن اتوبوسها به کربلا، صحنههایی مقابل چشمان اسرا ظاهر شد که بسیاری از آنها تا پایان عمر فراموش نکردند. مردم شهر، با وجود محدودیتهای شدید حکومت بعث، در گوشه و کنار خیابانها ایستاده بودند. نیروهای امنیتی تلاش میکردند فاصله میان مردم و کاروان اسرا حفظ شود، اما نگاهها را نمیشد کنترل کرد.
زنانی که اشک میریختند، مردانی که با حرکت دست سلام میدادند و نوجوانانی که در سکوت، اتوبوسها را دنبال میکردند، تصویر دیگری از عراق را به نمایش میگذاشتند؛ تصویری متفاوت از آنچه حکومت صدام میخواست نشان دهد.
اسرا بعدها نقل کردند که بسیاری از مردم حتی جرئت نزدیک شدن نداشتند، اما همان نگاههای کوتاه، لبخندها و اشکها برای آنان معنایی فراتر از کلمات داشت.
سینهخیز در بینالحرمین
ورود به کربلا با اتفاقی همراه شد که بعثیها انتظارش را نداشتند. اسرا، که سالها حسرت حضور در کنار حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) را در دل داشتند، تصمیم گرفتند باقی مسیر را به نشانه ارادت، سینهخیز طی کنند.
پارچههایی به دمپاییهای خود بستند و آنها را بر گردن انداختند. سپس صدها نفر در میان نگاه مردم و مأموران، آرام آرام روی زمین حرکت کردند. این صحنه برای مردم کربلا غیرمنتظره بود. بسیاری پشت نردهها ایستاده بودند و با اشک به این منظره نگاه میکردند.
مأموران بعثی که در شهر و در مقابل دیدگان مردم حضور داشتند، نمیتوانستند مانند اردوگاهها رفتار کنند. همین مسئله باعث شد برخلاف همیشه، از برخوردهای خشن خبری نباشد.
سیاست کنترل و محدودسازی حتی در کنار ضریح نیز ادامه داشت.
مأموران عراقی اسرا را در گروههای پنجنفره ساماندهی کرده بودند تا امکان هرگونه تجمع از بین برود. اما اشتیاق سالها دوری را نمیشد با دستور و صفبندی مهار کرد. بسیاری از اسرا به محض رسیدن به صحن، خود را روی زمین انداختند و با گریه و زمزمه زیارت عاشورا، به سوی ضریح حرکت کردند.
زمان حضور محدود بود، اما همان فرصت کوتاه برای آنان حکم تحقق آرزویی چندساله را داشت. بعضی با صدای بلند دعا میخواندند، برخی نماز میخواندند و عدهای تنها ضریح را در آغوش گرفته بودند و اشک میریختند.
غربتی که در حرم دیده میشد
علیاکبر امیراحمدی، از آزادگان حاضر در این سفر که خاطراتش در کتاب «آسایشگاه ۱۴» ثبت شده، تصویری متفاوت از وضعیت آن روزهای کربلا ارائه میکند. او میگوید وقتی اسرا برای وضو به اطراف حرم هدایت شدند، با فضایی روبهرو شدند که نشانههای سالها بیتوجهی در آن آشکار بود.
کف برخی بخشها شکسته بود، آثار فرسودگی در قسمتهای مختلف دیده میشد و وضعیت سرویسهای بهداشتی، برای زائرانی که سالها آرزوی زیارت را در دل داشتند، تلخ و تأملبرانگیز بود.
در داخل حرم نیز خبری از شکوهی که برخی از اسرا از گذشته شنیده بودند، دیده نمیشد. فضای خلوت، نبود زائران و آثار محدودیتهای اعمالشده از سوی حکومت بعث، حال و هوای متفاوتی به حرم داده بود.
برای بسیاری از اسرا، این تصویر یادآور سالهایی بود که حکومت عراق تلاش کرده بود مظاهر مذهبی شیعیان را محدود کند. فرصت حضور در حرم چندان طولانی نبود؛ اما همان زمان کوتاه به یکی از ماندگارترین خاطرات سالهای اسارت تبدیل شد.
اسرا با صدای بلند زیارت عاشورا را قرائت کردند. برخی نام خانوادههای خود را در دعاها تکرار میکردند، بعضی یاد دوستان شهیدشان را زنده میکردند و عدهای برای آزادی همه اسرا دعا میخواندند.
هیچکس نمیدانست چه زمانی قرار است به وطن بازگردد. جنگ تمام شده بود، اما اردوگاهها همچنان پابرجا بودند و آینده در ابهام قرار داشت. در آن لحظات، تنها چیزی که اهمیت داشت، حضور در کنار ضریحی بود که سالها در رؤیاهای شبانه اسرا حضور داشت.
حرم قمر بنیهاشم؛ جایی که رفتار نگهبانها تغییر کرد
پس از پایان زیارت حرم امام حسین(ع)، کاروان به سمت حرم حضرت عباس(ع) حرکت کرد. بسیاری از آزادگان بعدها گفتهاند که رفتار مأموران عراقی در این بخش از سفر متفاوت بود. سختگیریها کمتر شده بود و فضای آرامتری بر اطراف حرم حاکم بود. حتی برخی مأموران، که تا ساعاتی پیش با خشونت رفتار میکردند، سکوت اختیار کرده بودند.
برخی نظامیان عراقی نسبت به حضرت عباس(ع) اعتقاد خاصی داشتند و همین باورها باعث میشد در بعضی مواقع، رفتارشان تغییر کند. آزادگان خاطرات متعددی از اردوگاه رمادیه نقل کردهاند که در آن برخی نگهبانان، وقتی نام حضرت عباس(ع) به میان میآمد، از شدت خشونت خود میکاستند. در کربلا نیز چنین فضایی بر رفتار آنان سایه انداخته بود.
پایان زیارت، آغاز انتظار
خورشید غروب کرده بود که کاروان بار دیگر راه موصل را در پیش گرفت. اتوبوسها همان مسیر را بازمیگشتند، اما حال و هوای داخل آنها دیگر مانند زمان رفتن نبود.
کسی از سختی راه نمیگفت. بسیاری در سکوت فرو رفته بودند. بعضی تسبیح در دست داشتند، برخی آرام ذکر میگفتند و عدهای در ذهن خود، صحنههای چند ساعت گذشته را مرور میکردند. با رسیدن به اردوگاه، سیمهای خاردار، برجهای نگهبانی و فضای همیشگی اسارت دوباره مقابل چشمانشان قرار گرفت. اما این بار چیزی تغییر کرده بود.
آنان با دستهای خالی بازگشته بودند، اما خاطره زیارتی که در دل اسارت رقم خورده بود، برای سالهای طولانی با آنان باقی ماند؛ خاطرهای که بسیاری از آزادگان بعدها گفتند شیرینی آن، حتی با سفرهای پس از آزادی نیز قابل مقایسه نبود.
چند ساعت بعد، اتوبوسها دوباره در محوطه اردوگاه موصل توقف کردند؛ همان برجهای دیدهبانی، همان سیمهای خاردار و همان آسایشگاههایی که سالها بخشی از زندگی اسرای ایرانی شده بود. ظاهراً همه چیز به نقطه آغاز بازگشته بود، اما برای کسانی که آن سفر کوتاه را تجربه کرده بودند، چیزی دیگر مانند گذشته نبود.
وقتی مردم عراق، دیوارهای تبلیغات را شکستند
یکی از نکاتی که در خاطرات آزادگان حاضر در این سفر بارها تکرار شده، رفتار مردم عراق است. حکومت بعث تلاش میکرد میان مردم و اسرا فاصله ایجاد کند و اجازه ندهد ارتباطی میان آنها شکل بگیرد. نیروهای امنیتی در اطراف حرمها و خیابانهای منتهی به آنها مستقر بودند و حتی حضور مردم نیز تحت کنترل قرار داشت.
اما روایتهای ثبتشده نشان میدهد که این محدودیتها نتوانست احساسات مردم را پنهان کند.
برخی از آزادگان بعدها تعریف کردند که هنگام عبور از خیابانهای نجف و کربلا، پیرمردها و پیرزنهایی را میدیدند که تنها با نگاه، اشک یا تکان دادن دست، احساسات خود را ابراز میکردند. گاهی کودکان از دور به اتوبوسها خیره میشدند و زنان عراقی با گوشه چادر، اشکهایشان را پاک میکردند.
این صحنهها برای اسرا معنایی فراتر از همدردی داشت. آنان درمییافتند که جنگ و تبلیغات سیاسی، نتوانسته پیوندهای مذهبی و انسانی میان دو ملت را از بین ببرد.
از کاروان شام تا کاروان موصل
پنجم تیر، روز تجلیل از اسرا و مفقودان، فرصتی برای مرور سالهایی است که هزاران رزمنده ایرانی، دور از خانه و خانواده، زندگی خود را در اردوگاههای عراق سپری کردند. تقارن این مناسبت با روزهایی که در تاریخ اسلام از آغاز حرکت کاروان اسرای کربلا به سوی شام یاد میشود، برای بسیاری از آزادگان یادآور شباهتهایی است که خود در خاطراتشان به آن اشاره کردهاند؛ شباهت میان رنج دوری، محدودیت و امیدی که در سختترین شرایط نیز از بین نرفت.
سالها از آن سفر گذشته است. بسیاری از آزادگان امروز در میان مردم زندگی میکنند و برخی نیز چشم از جهان فروبستهاند، اما خاطره آن اتوبوسهایی که در تاریکی شب از موصل به سمت نجف حرکت کردند، هنوز در روایتهایشان زنده است.
زیارتی که با دستور صدام آغاز شد، اما در حافظه اسرا، به نام دیگری ماندگار شد؛ زیارتی که پشت سیمهای خاردار متولد شد و برای بسیاری از آنان، شیرینیاش با هیچ سفر دیگری قابل مقایسه نبود.
منبع:
ـ «آسایشگاه ۱۴»/ خاطرات علیاکبر امیراحمدی به قلم محمدمهدی عبداللهزاده/ انتشارات سوره مهر.
شبکه شعب خودرو۴۵ به ۷۸ شعبه رسید
هلیا امامی: دوست داشتم از کلیشه دختر مثبت فاصله بگیرم
لباس مدرسه فقط فرم نیست، کودک باید آن را دوست داشته باشد
به مناسبت روز سینما: روزی که دوربین شهید آوینی روایتگر جنگ شد
کتاب عروس بی نشان ها: قرار بود یک عمر کنار هم باشند، اما جنگ مهلتشان نداد
حق کودک بر حریم خصوصی؛ چالشی برای فرهنگ دیجیتال ایران
نشر در لهستان؛ انتشار بیش از ۳۱هزار عنوان کتاب در سال ۲۰۲۵
نشان درجه یک هنری به این کارگردان اهدا شد: علیرضا داوودنژاد بدترین فیلمش هم «سینما» است
افزایش پذیرش دانشجو معلم تا سه برابر ظرفیت
۹۵ درصد مدارس کشور آماده بازگشایی هستند
ارزیابی سالانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار نوآموز در برنامه سنجش
مهلت ثبت نام پذیرش بدون آزمون کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۵ تمدید شد
تمدید مهلت ثبت نام پذیرش بدون آزمون کاردانی ویژه مهارتی سال ۱۴۰۵
پایان نخستین دوره پسادکتری علوم ورزشی امیرکبیر با محوریت هوش مصنوعی
بزرگترین رقابت دانشآموزی در حوزه کوانتوم و لیزر برگزار شد
شرکت انگلیسی دادههای مشتریانش را به هکرها داد
مهلت انتخاب رشته آزمون دستیاری پزشکی مجدد تمدید شد
حمله ایران معماری هوش مصنوعی امارات را تغییر داد؛ فرار دادهها به کوه
چالشهای مصوبه اخیر «ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی» از منظر حقوقی
مدیران ارشد هوش مصنوعی خواستار کندتر شدن پیشرفت آن شدند
قالیباف قانون ملی توسعه هوش مصنوعی را ابلاغ کرد
سهمیه ویژه کنکور برای آسیبدیدگان جنگ نیازمند بازنگری است
پارادوکس رفاه و رضایت؛ چرا مدرنیته ما را شادتر نکرد؟
پیوند عرفان کلاسیک با زیست انسان معاصر در شرح فتوحات مکیه باب ۵۶۰
عالمی که علم و مبارزه را به سنگر امامت جمعه پیوند زد
نظریات و رویکردهای اسلامی در خصوص مددکاری اجتماعی
نسل امروز بی ارادهتر از نسل قبل است؟
از تربت ۱۷ کیلویی تا یک میلیون سند تاریخی، جلوهای از حرم بانوی کرامت
حجتالاسلام قمی: مردم نمیگذارند قیمت پایان جنگ، فروختن عزت ایران باشد
جزئیات برگزاری بیستمین آزمون سراسری قرآن و عترت
خیابان و زندگی؛ واکاوی نقش زنان در پایداری اجتماعات شبانه
«دهکده سلامت» یادگار یک خیر بزرگ برای بیماران صعب العلاج
چرا عرفانهای نوپدید برای جوان امروز جذاباند؟
نگاهی به سریال «دیوار دفاعی»؛ ملی شدن صنعت نفت با چاشنی فوتبال
شعری از نظامی گنجوی موضوع یک انیمیشن کوتاه شد
دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) موقتا تغییر نمیکند؛ آغاز ایمنسازی
«اسکورت» بر صدر فروش روزانه نشست؛ استقبال از آزادی زنان زندانی
حسین علیزاده مهمان «همکلام» میشود
بازی «بومبوم» با حضور خانواده شهید طهرانیمقدم رونمایی شد
«ململ» مهمان نمایشگاه ایران نوشت شد
محرابی که منافقین را به وحشت انداخت؛ چرا مدنی باید ترور میشد؟
اپل به جمع تولید کنندگان موبایل تاشو پیوست
رئیس دانشگاه تهران: برای مقابله با تحریمهای علمی برنامهریزی میکنیم
روحانیِ پیونددهنده دین و آزادی
توصیه پذیرفته شدگان تیزهوشان، کدام آموزشگاه است؟!
برگزیدگان بیستمین جشنواره ملی شیخ بهایی معرفی و تقدیر شدند
اعلام وجه التزام اسناد وثیقه پذیرفتهشدگان تخصصی و فوقتخصصی پزشکی
علت توقف طرح جدید تغذیه دانشجویی چه بود؟
مهلت مجدد ثبتنام در آزمون ارشد علوم پزشکی ۱۴۰۵
ابلاغ دستورالعمل حجاب به زودی در دانشگاهها
تصمیم جدید وزارت علوم درباره ساماندهی دادههای دانشگاهی
آمار جالب از ازدواجهای دانشجویی: موفقیت ۹۴ درصد ازدواجهای دانشجویی طی ۱۲ سال گذشته
آزمونهای کاردانی مهارتی، کارشناسی ناپیوسته و سردفتری۲۰ شهریور برگزار میشود
روباتها در لهستان راهپیمایی کردند
ورود تاکسیهای خودران به ناوگان اوبر در لندن
آموزش ۶۵ هزار آموزگار ابتدایی برای استفاده از ظرفیت بازی و ورزش
وزیر آموزش و پرورش: دریافت هرگونه وجه هنگام ثبتنام در مدارس دولتی ممنوع است
برنامههای «زیست عفیفانه» از مهر در مدارس اجرا میشود
انتظار معاونت علمی از CVCها برای سرمایهگذاری در ۷هزار شرکت نوپا
کارنامه نهایی و دفترچه انتخاب رشته آزمون دستیاری منتشر شد
آلمان موشک و ۵ ماهواره به مدار زمین فرستاد
ظرفیت ۶ هزارنفری دستیاری پزشکی ۱۴۰۵؛ تعیین ظرفیت تعهد مناطق محروم
تحریم علم، رفتار علمی نیست؛ باید به دنبال مسیرهای جایگزین برای انتشار آثار محققان بود
بازنمایی قدرت نرم ایران در شرایط پساجنگ و جایزه جهانی دیپلماسی
آیا اصرار بر تفاوتهای فقهی، آب به آسیاب دشمنان وحدت اسلامی میریزد؟
انتظار، منطق دینی آمادگی تاریخی برای آینده موعود
«تحول تاریخی مفهوم فلسفه» با تقدیر از پرویز ضیاءشهابی رونمایی میشود
نگاهی به حکمرانی فضای مجازی در ایران از منظر تحلیل نهادی تنظیمگری
نظر قرآن درباره مسئولیت اجتماعی برای میانجیگری بین اختلاف زوجین
در همایش ادیان سن پترزبورگ چه گذشت؟ تاکید ایران بر مقاومت
حل موضوع حجاب با «مسئلهمندی مشترک»؛ مردم را درگیر مسئله وحدت کنیم
خود بنده فرهنگ درخشان تو آمد؛ آن قوم که از روی طمع، بنده تو را خواست
فروش «رویای نیمهشب» ۱۰۰ درصد افزایش یافت
نرگس آبیار: سینما را خودآموز یاد گرفتم
بزرگداشت جین فوندا در ونیز؛ از ترامپ بیزارم!
رونمایی از تندیس اکبر عبدی؛ هنرمندی که به خاطرهای ملی تبدیل شد
تصاویری از موشک بالستیک جهاد که در جریان یکی از موجهای عملیات نصر-۲ شلیک شده بود
نگاهی به انیمیشن «سفینه نجات»؛ وقتی تعزیه با ابرقهرمانی فضایی گره میخورد
آغاز ثبت نام بیستمین آزمون سراسری قرآن و عترت
افشای هک وب سایت آلمانی توسط هوش مصنوعی اوپن ای آی
آزمونهای کاردانی مهارتی، کارشناسی ناپیوسته و سردفتری۲۰ شهریور برگزار میشود
تصمیم جدید وزارت علوم درباره ساماندهی دادههای دانشگاهی
مهلت مجدد ثبتنام در آزمون ارشد علوم پزشکی ۱۴۰۵
علت توقف طرح جدید تغذیه دانشجویی چه بود؟
آمار جالب از ازدواجهای دانشجویی: موفقیت ۹۴ درصد ازدواجهای دانشجویی طی ۱۲ سال گذشته
ابلاغ دستورالعمل حجاب به زودی در دانشگاهها
اعلام وجه التزام اسناد وثیقه پذیرفتهشدگان تخصصی و فوقتخصصی پزشکی
رئیس دانشگاه تهران: برای مقابله با تحریمهای علمی برنامهریزی میکنیم
برگزیدگان بیستمین جشنواره ملی شیخ بهایی معرفی و تقدیر شدند
روحانیِ پیونددهنده دین و آزادی
توصیه پذیرفته شدگان تیزهوشان، کدام آموزشگاه است؟!
اپل به جمع تولید کنندگان موبایل تاشو پیوست
روباتها در لهستان راهپیمایی کردند
ورود تاکسیهای خودران به ناوگان اوبر در لندن
سهمیه ویژه کنکور برای آسیبدیدگان جنگ نیازمند بازنگری است
مهلت انتخاب رشته آزمون دستیاری پزشکی مجدد تمدید شد
نگاهی به سریال «دیوار دفاعی»؛ ملی شدن صنعت نفت با چاشنی فوتبال
از تربت ۱۷ کیلویی تا یک میلیون سند تاریخی، جلوهای از حرم بانوی کرامت
تمدید مهلت ثبت نام پذیرش بدون آزمون کاردانی ویژه مهارتی سال ۱۴۰۵
پیوند عرفان کلاسیک با زیست انسان معاصر در شرح فتوحات مکیه باب ۵۶۰
نسل امروز بی ارادهتر از نسل قبل است؟
شعری از نظامی گنجوی موضوع یک انیمیشن کوتاه شد
«دهکده سلامت» یادگار یک خیر بزرگ برای بیماران صعب العلاج
«اسکورت» بر صدر فروش روزانه نشست؛ استقبال از آزادی زنان زندانی
نظریات و رویکردهای اسلامی در خصوص مددکاری اجتماعی
مدیران ارشد هوش مصنوعی خواستار کندتر شدن پیشرفت آن شدند
پایان نخستین دوره پسادکتری علوم ورزشی امیرکبیر با محوریت هوش مصنوعی
چرا عرفانهای نوپدید برای جوان امروز جذاباند؟
جزئیات برگزاری بیستمین آزمون سراسری قرآن و عترت
خیابان و زندگی؛ واکاوی نقش زنان در پایداری اجتماعات شبانه
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.